آسیبپذیری لجستیکی در راهآهن سراسری و ۲۵ جاده راهبردی ایران

امیرهادی انواریایراناینترنشنال
در جنگ دوم که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و در فروردین ۱۴۰۵ با آتشبس پایان یافت، حمله به پلهای ریلی و جادهای به یکی از برجستهترین تاکتیکهای آمریکا و اسرائیل تبدیل شد؛ تاکتیکی که حتی پس از آتشبس نیز ادامه یافت.
برخلاف جنگ ۱۲ روزه که حمله به پلها نسبتا نادر بود، در این دوره سه الگوی اصلی شکل گرفت:
- حملات ۱۸ فروردین به شش پل ریلی که چهار مورد آن، عملا ارتباط تهران با شبکه راهآهن سراسری و در نتیجه شمالغرب، شمالشرق، جنوب، جنوبشرق و جنوبغرب را قطع کرد.
- حمله به پلهای بندر خمیر که ارتباط شرق و غرب را در محدوده تنگه هرمز بدون مسیر جایگزین موثر قطع کرد.
- حمله به پل ریلی آقتکهخان و پل جادهای بی-۱ که علاوه بر اهمیت محدود لجستیکی در مقایسه با مسیرهای اصلی، اهمیت نمادین نیز داشت.
بررسی این حملات نشان میدهد برخلاف تجربه جنگ هشتساله و نمونههایی مانند حمله عراق به پلهای قطور، تلهزنگ یا پل سیاه، اهداف عمدتا از میان پلهای کوچکتر و قابلترمیم انتخاب شدند (مقیمآباد، یحییآباد، چهارباغ و...). حتی در مورد پل بی-۱، تنها پل بزرگ هدف قرار گرفته، پایهها هدف قرار نگرفتند؛ برخلاف موارد مشابه در جنگ هشتساله، نظیر پل قطور که بازسازی آسیب به پایههای آن نزدیک به ۱۰ سال طول کشید.
شدت آسیب در حدی بود که تقریبا همه پلها با استفاده از کالورتهای پیشساخته به سرعت ترمیم شدند.
بااینحال، این تاکتیک، آسیبپذیری لجستیکی کشور را در بخشهایی که کارکرد دوگانه نظامی-غیرنظامی دارند، یادآوری کرد.
بررسیهای ایران اینترنشنال نشان میدهد در ۲۵ جاده اصلی کشور که تقریبا تمام مراکز شناختهشده تولید و مونتاژ موشک و شهرهای موشکی را به هم متصل میکنند و مسیر دسترسی مقرهای نیروهای زمینی سپاه و ارتش هستند، حدود ۸۰۰ پل و ۹۰ تونل بزرگ وجود دارد. در شبکه راهآهن سراسری نیز ۶۷۰ پل و ۳۸۰ تونل بزرگ (با عرشه بلندتر از ۳۰ متر) شناسایی شده است.
برخی از این نقاط راهبردیاند و آسیب به آنها میتواند همزمان چند مسیر را مختل کند. اگرچه مناطق غرب، شمال و جنوبغرب بهدلیل رشتهکوه زاگرس صعبالعبورند، شبکه جادهای متنوع آنها اختلال طولانیمدت ایجاد نمیکند؛ اما آسیبپذیری در جنوبشرق کشور بهمراتب بیشتر است.
در نقشه پیشرو، بخشی از این یافتهها قرار داده شده است.